آرامش با خدا

خداوندا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم،در دانستن تو آرامشیست و در ندانستن من تلاطمها،تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز...

عشق ...


عشق؛ اتفاق نیست

که با آمدن و رفتن ها

از چشم بیافتد

عشق ، تویی !

وجودت که عشق باشد

می بخشی تمامِ مهربانیت را

حالا اینکه بی حرمتی می کنند

با نامِ عشق 

حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند ،

حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای

و ندیدند ، ...

عشق؛ باز هم همان عشق است

مثلِ خدا

که ما بی مِهر می شویم ...

ما فراموشش می کنیم

ما نمی بینیم دستانِ نوازشگرش را

اما او باز هم خدایی می کند

باز هم دلش برایِ خنده هایِ ما

تنگ می شود ..

موافقین ۱۹
زندگی جریان داره ...

ناامیدی ...


بعضی لحظه ها که غرق ناامیدی میشی

 وقتی فکر میکنی هیچ راهی نیست

 و هیچ کاری ازت برنمیاد

وقتایی که دلت فقط یه دلخوشی میخواد

و یه شادی از ته دل وقتایی که

 حس میکنی توان ادامه دادن نداری

فقط فقط فراموش نکن که خدا همیشه کنارت بوده و هست

که فقط خداست که قدرت مطلقه

پس باهاش حرف بزن دردودل کن 

خدا حتما کمکت میکنه

فقط کاش باور کنیم که خدا تنهامون نذاشته

که جواب دعاهامونو میده 

که فقط خداست که میتونه آرامش رو به دلهامون برگردونه 

نه کسی و چیزی دیگه

.

موافقین ۱۶
زندگی جریان داره ...

زندگی با خدا


بیایید با خدا زندگی کنیم 

نه اینکه گاهی به او سر بزنیم؛ 

تا با کسی زندگی نکنی نمی‌توانی او را بشناسی 

وبا او انس بگیری!

اگر مدتی شب و روز با کسی زندگی کنی

به او انس خواهی گرفت، 

اگر با خدا انس پیدا کنی 

شدیدا به او علاقمند می‌شوی،

خدا تنها انیسی است که 

مانوس خود را هرگز تنها نمی‌گذارد


موافقین ۱۹
زندگی جریان داره ...

قصه عشق ...


سر بر شانه خدا بگذار

تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

که نه از دوزخ بترسی

و نه از بهشت به رقص درآیی

قصه عشق انسان بودن ماست ...

موافقین ۱۳
زندگی جریان داره ...

دلِ بی مشتری


دلم را سپردم به بنگاه دنیا

وهی اگهی دادم به اینجا و انجا

و هر روز برای دلم مشتری امد و رفت

و هی این و ان سرسری امد و رفت

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت : چرا این اتاق پر از دود و آه است!

یکی گفت : چه دیوارهایش سیاه است!

یکی گفت : چرا نور اینجا کم است؟!

و ان دیگری گفت : و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم : خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز خدا امد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه پشت خود بست!

موافقین ۱۲
زندگی جریان داره ...